تبليغاتX
اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست

!!! می خور که شیخ و زاهد و مفتی و محتسب , چون نیک بنگری همه تزویز می کنند !!!

حسین (ع) بیشتر از آب ، تشنه ی لبیک بود، افسوس که به جای افکارش ، زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.

+نوشته شده در شنبه 5 دی1388ساعت0:6توسط zahra | |

وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار امدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم.
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی او تمام شد من اغاز شدم
وچه سخت است !!!!
تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن!
"دکتر شریعتی"

+نوشته شده در چهارشنبه 25 آذر1388ساعت21:53توسط zahra | |

 

شهر هرت

 

 تا بحال اصطلاح شهر هرت رو زیاد شنیدید اما از خودتون پرسیدید واقعا شهر هرت کجاست؟

 

 

 - شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب.

 

- شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر رو می شناسن.

 

- شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند.

 

- شهر هرت جایی است که درختها علل اصلی ترافیک اند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند.

 

- شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و مادرهاشان را درمان کنند.

 

- شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند.

 

- شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده، چند چادر برپا کرد.

 

- شهر هرت جایی است که خنده نشان از جلف بودن را دارد.

 

- شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن.

- شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریال های تلویزیونی رو توی کاخها می سازن.

 

- شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه.

 

- شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه پس میرویم ترکیه و دوبی و اروپا و آمریکا و ........ را آباد میکنیم..

 

- شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی.

 

- شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی.

 

- شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است.

 

- شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه ....

 

- شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه.

 

- شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر رو دعوت می کنی و شام میدی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن.

 

- شهر هرت جایی است كه هر روز توی خیابون شاهد توهین به مادرها و دخترها هستی ولی كاری ازدستت برنمیاد.

 

- شهر هرت جایی است كه مردمش پولشان را توی چاه میریزن و دعا میکنن که خدا آنها را از فقر نجات بده.

 

- شهر هرت جایی است که به بعضی از بیسوادها میگن پروفسور.

 

- شهر هرت جایی است که ساق پا پیدا و موی سر پوشیده است!!

 

- شهر هرت جایی است که در آن دلال و دزد به مهندس و دکتر فخر میفروشند.

 

- شهر هرت جایی است که مردگان مقدسند و از زنده ها محترمترند.

 

شهر هرت جایی است كه .........

 

خدایا این شهر چقدر به نظرم آشناست ...

+نوشته شده در یکشنبه 22 آذر1388ساعت20:52توسط zahra | |

در زمانه ای که پول بر مدار باشد.
باید « خر » بود و « خر » پرستید.
باید « فاحشه » بود و پرچم« جار کشی » بر دست گرفت.
باید از چپ نوشت و از راست خواند.
باید از جلو نشست و از عقب راند.
در زمانه ای که من در آن زیستم چنین آموختم غم مردان این جهان ، از وجود نامردان است

+نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر1388ساعت14:51توسط zahra | |

آینده:
یـك زن تــا زمانیكه ازدواج نكرده نگران آینده است. یك مرد تا زمانیـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.

موفقیت:
یــك مرد موفق كسی است كه بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میكند درآمد داشته باشد. یك زن موفق كسی است كه بتواند چنین مردی را پیدا كند.

ازدواج:
یك زن به امید اینكه شوهرش تغییر كند با او ازدواج میكند،ولی تغییر نمیكند. یك مــرد به این امید با همسرش ازدواجمیكند كه تغییر نكند، ولی تغییر میكند.

روابط:
اول از همه، یك مرد یك رابطه را یك رابطه بحساب نمی آورد. وقتی رابطه ای تمام میشود، زن شروع به گریه نموده و سفره دلش را برای دوستان دخترش میگشاید و نیز شعری با عنوان "همه مردها نادانند" می سراید. سپس به ادامه زندگیش میپردازد. مرد هنگام جدایی اندكی مشكلاتش بیشتر است. 6 ماه پس از جدایی ساعت 3 نیمه شب یك پنجشنبه، تلفن میزند و میگوید: "فقط میخواستم بدونی كه زندگیمو از بین بردی، هیچوت نمی بخشمت، ازت متنفرم، تو یه دیوانه ای، ولی میخوام بدونی باز هم یه فرصتی برامون باقی مونده." نام این كار تماس تلفنی "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل یك بار آنرا انجام میدهند. برخی كلاسهای مشاوره ای مخصوص مردان برای رها شدن از این نیاز تشكیل میشود كه معمولا تاثیری در بر ندارند.

بلوغ:
زنان بسیار سریعتر از مردان بالغ میشوند. اغلب دختران 17 ساله میتوانند مانند یك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهای ناپخته دارند. به همین دلیل است كه اكثر دوستی های دوران دبیرستان به ندرت سرانجام پیدا میكنند.

فیلم كمدی:
فرض كنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال نقطه چین شروع می شود. مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه میكنند، و حتی ممكن است ادای بامشاد را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكایت منتظر تمام شدنش میشوند.

دست خط:
مردها زیاد به دكوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده میكنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ی" ها و "ن" ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی كه توسط یك زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد تركتان كند، در انتهای یادداشت یك شكلك در انتها آن میكشد.

حمام:
یك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یك قالب صابون و یك حوله. در حمام متعلق به یك زن معمولی بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. یك مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی كند.

خواروبار:
یك زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود. یك مرد آنقدر صبر میكند تا محتویات یخچال ته بكشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را كه خوب بنظر برسر می خرد.

بیرون رفتن:
وقتی مردی میگوید كه برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی برای بیرون رفتن حاضر است. وقتی زنی میگوید كه برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی 4 ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان میگویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بیرون پرتاب میكنند.

آینه:
مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چك میكنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید میكنند -- آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقای زلفیان...

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان یك وسیله ارتباطی برای ارسال پیامهای كوتاه و ضروری به دیگران در نظر میگیرند. یك زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت كنند.

آدرس یابی:
وقتی یك زن در حال رانندگی احساس میكند كه راه را گم كرده، كنار یك فروشگاه توقف كرده و از كسی كه وارد است آدرس صحیح را میپرسد. مردان این را به نشانه ضعف میدانند. آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان میچرخند و چیزهایی شبیه این میگویند: "فكر كنم یه راه بهتر پیدا كردم،" و "میدونم كه باید همین نزدیكی باشه، اون مغازه طلا فروشی رو میشناسم."

پذیرش اشتباه:
زنان بعضی اوقات قبول میكنند كه اشتباه كردند. آخرین مردی كه اشتباهش را پذیرفته 25 قرن پیش از دنیا رفته است.

فرزند:
یك زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیك و صمیمی، قرارهای رمانتیك، غذاهای مورد علاقه، اسرار، آرزوها و رویاها. یك مرد بطور سربسته و مبهم فقط میداند برخی افراد كم سن و سال هم در خانه زندگی میكنند.

لباس شیك پوشیدن:
یك زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیك می پوشد. یك مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن میكند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز یك بار لباسهایشان را میشویند. مردها تك تك لباس های موجود در كمد، حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیكه لباس تمیزی باقی نماند، یك لباس كثیف بر تن نموده و كوه ایجاد شده از لباسهای چرك خود را با آژانس به خشك شویی منتقل میكنند.

عروسی:
هنگام یاد كردن از عروسی ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت میكنند، مردان درباره "میهمانی های دوران مجردی."

اسباب بازی:
دختران كوچك عاشق عروسك بازی هستند و وقتی به سن 11 یا 12 سالگی میرسند علاقه شان را از دست میدهند. مردان هیچگاه از فكر اسباب بازی رها نمیشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازی هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر میشوند. نمونه های از اسباب بازیهای مردان: تلویزیون های مینیاتوری و كوچك، تلفنهای اتومبیل، مخلوط كن و آب میوه گیری، اكولایزرهای گرافیكی، آدم آهنی های كنترلی، گیمهای ویدئویی، هر چیزی كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل برای كار كردن به شش باتری نیاز داشته باشد.

گل و گیاه:
یك زن از شوهرش میخواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب میدهد. زن پنج روز بعد به خانه ای پر از گلها و گیاهان پژمرده برمیگردد. كسی نمیداند چرا این اتفاق افتاده است.

سبیل:
بعضی از مردان مانند هركول پوآرو با سیبیل خوش تیپ میشوند. هیچ زنی وجود ندارد كه با سبیل زیبا بنظر برسد.

اسامی مستعار:
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام زمینی، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.

پرداخت صورتحساب میز:
وقتی صورتحساب را می آورند، با اینكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روی میز میگذارند. وقتی دختران صورتحساب را دریافت میكنند، ماشین حسابهای جیبی خود را بیرون می آورند.

پول:
یك مرد 2000 هزار تومان برای یك جنس 1000 تومانی مورد نیازش می پردازد. یك زن 1000 تومان برای یك جنس 2000 تومانی كه نیازی به آن ندارد می پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان میزنند. هر چیزی كه یك مرد بعد از آن بگوید، شروع یك بگو مگوی دیگر خواهد بود

+نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت13:2توسط zahra | |

 دکتر شريعتي: آنها فقط از «فهميدن» تو مي‌ترسند. از «تن» تو هر چقدر هم که قوي باشد،ترسي ندارند. از گاو که گنده‌ تر نمي‌شوي، ميدوشندت! از خر که قوي‌تر نمي‌شوي، بارت مي‌کنند! از اسب که دونده‌ تر نمي‌شوي، سوارت مي‌شوند!، اما آنها فقط از «فهميدن» تو مي‌ترسند!

+نوشته شده در جمعه 13 شهریور1388ساعت0:34توسط zahra | |

خداوندا... من ازمرگ محبت، من از اعدام احساس به دست دوستان دور يا نزديک مي ترسم. خداوندا... . من از ماندن مي ترسم خداوندا... من از رفتن مي ترسم خداوندا... من از خود نيز مي ترسم خداوندا... پناهم ده خداوندا ! مگر نه‌اينکه من نيز چون تو تنهايم پس مرا درياب و به سوي خويش بازگردان ، دستان مهربانت را بگشا که سخت نيازمند آرامش آغوشت هستم...

 

+نوشته شده در سه شنبه 20 مرداد1388ساعت2:46توسط zahra | |

 

تا وقتی قلب عریان كسی را ندیده ای بدن عریانت را نشانش نده! هیچ گاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن، قلبت را خالی نگه دار ،اگر هم یه روزی خواستی كسی را در قلبت جای دهی سعی كن كه فقط یك نفر باشد و به او بگو كه تو را بیش تر از خودم و كمتر از خدا دوست دارم زیرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نیاز دارم .

 

+نوشته شده در یکشنبه 18 مرداد1388ساعت1:54توسط zahra | |

طبقه بندی : طنز

- عشق از دید حاج آقا :استغفرالله باز از این حرفهای بی ناموسی زدی
(
جمله ی عاشقانه : خداوند همه ی جوانان را به راه راست هدایت کند )

ـ عشق از دید یک ریاضیدان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول

(
جمله ی عاشقانه : آه عزیزم به اندازه ی سطح زیر منحنی دوست دارم
)

ـ عشق از دید بقال سر کوچه : والا دوره ی ما عشق.. نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسمون گرفت

(
جمله ی عاشقانه : سکینه شام چی داریم ...)

ـ عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقی

(
جمله ی عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی)

ـ عشق از دید یک دختر دانش آموز کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی، بغلم میکردی ، سرمو میزاشتی رو شونه هات ( جمله ی عاشقانه : دوست دارم عزیزم
)

ـ عشق از دید مادر بزرگم : این حرفهای بد رونزن ، راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دخترخانوم و باکمالاتیه ، تازه تحصیل کرده هم هست (جمله ی عاشقانه : بریم خواستگاری)

ـ عشق از دید ... (خودتون میفهمید از دید کی ) : عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینه ی عمل کردن دماغمو نمیدی ... ، واسه ناهار بریم سورنتو، سالی با دوستش هم قراره بیاد ، دوست سالی واسش یه ماتیز خریده ( به قول بعضی ها دوو منگل) تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوست دارم حتی یه پراید بخری
(
جمله ی عاشقانه : عزیزم گوشی سونی میخوام و ... راستی دوستت هم دارم
)

ـ عشق از دید کسی که باراول
که عاشق میشه :عزیزم باور کن حتی یک لحظه بدون تو نمیتونم زندگی کنم، تو واسم همه دنیایی ( جمله ی عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوستدارم )

ـ عشق از دید کسی که بار اولش نیست : عزیزم خیلی دوست دارم ، باور کن به خاطر تو شبها با پای برهنه میخوابم

(
جمله ی عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم
)

ـ عشق از دید یک راننده : "رادیات عشق من از برایت جوش آمده" ،" باور نداری بر آمپرم بنگر
"
(
جمله ی عاشقانه: عزیزم دوست دارم... بو بو بوغ
)


ـ عشق از دید بعضی ها : آه خدا یعنی میشه بیاد خواستگاریم
...
(
جمله ی عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000تومن نذرت میکنم بیاد خواستگاریم
)

ـ عشق از دید ارازل و اوباش : عشق .. سیخی چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالی نداری
...
(
جمله ی عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بیا بالا خوش میگذره
)

ـ عشق ازدید کسی که در عشق شکست خورده : عشق یعنی کشک

(
جمله ی عاشقانه : برو کشکت رو بساب
__________________

+نوشته شده در دوشنبه 5 مرداد1388ساعت2:1توسط zahra | |

یک نفر...                                  

                         یه جایی...  

                                   تمام رویاهاش لبخند توست      

                                   احساس می کنه زندگی واقعا با ارزشه   

                                   پس هر وقت احساس تنهایی کردی 

                                   این حقیقت رو به یاد داشته باش که 

                                                                         یک نفر...   

                                                                                یه جایی...   

                                                                              در حال فکر کردن به توست

+نوشته شده در جمعه 2 مرداد1388ساعت19:23توسط zahra | |

الهي! اگر مي‌آزمايي، توان و تحمل و صبرم را زياد كن. اگر مي‌آموزي، ادراكم را وسعت ده. اگر مي‌بخشايي، ظرفيتم را افزايش ده. اگر مي‌ستاني، گوهر كمالي ارزاني كن. و اگر مي‌رهاني... خدايا حتي لحظه‌اي مرا به حال خود رها مكن ...

+نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388ساعت12:56توسط zahra | |

صدر المتالهین ملا صدرا میگوید : خداوند بی انتهاست و لا مکان و لا زمان ، اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا میشود. و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریك می‌شود...

+نوشته شده در جمعه 15 خرداد1388ساعت1:52توسط zahra | |

 

كاش میشد به زمانی برگردم كه تمام غمم شكستن نوك مدادم بود .........

+نوشته شده در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت2:45توسط zahra | |

حتی در کوچه ی بن بست هم راه به سوی آسمان باز است

تنها باید پرواز را آموخت ...

+نوشته شده در شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت15:7توسط zahra | |

 

قبل از هر کاری بپرس چرا ؟

+نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت14:53توسط zahra | |