چند روز ديگه بهار ميادو همه چيزو تازه مي کنه سال و ماه و روز و طبيعت و ... و خلاصه همه چيز نو ميشه اما فقط يه چيز کهنه ميشه که به همه ي اين تازه گي ها مي ارزه " دوستيمون "
+نوشته شده در شنبه 26 اسفند1385ساعت0:16توسط zahra |
|
About
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزيم با ما منشين وگرنه بد نام شوي ...
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدا با من است، که فرشته ها برایم دعا میکنند، که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد. یادم باشد که قاصدکی در راه است، که بهار نزدیک است، که فردا منتظرم می ماند، که من راه رفتن می دانم و دویدن، و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد. اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدای من اینجاست همین نزدیکیها، و من، تنها نیستم