|
زندگي دفتري از خاطرهاست ...
و اين هر دو را خداوند آفريد تا وجود انسان در آوارگي و حيرت ميان اين دو معنا شود !
خدايا اين همه ديوار واسه چيه؟ اين سركوبى ها واسه كيه؟ اين دل خونى ها به خاطر كدامين گناه نكرده است؟ اين عاشق كشى ها براي كدامين مجنون بى قرار است؟ خدايا لبريز از طاقتم. مرگ سكوتم فرا رسيده. هزاران سال عمر نوح دادى ، ولي صبر عيوب ندادى چرا؟ چرا ميان درياى بيكرانت ، قطره اى را غمگين و تنها گذاشتى؟ دل هاى عاشق به پريشانى رسيده اند. خدايا تنهاتر از خلوت تو ، دل هاى عاشق است. خدايا اينجا كه من هستم ، توام هستى مى دونم. در اصل تو همه جا هستى. اينجا كسانى هستند كه خلقت تو را ويرايش مى كنند. با آفريده هايت مطابق ميل خود رفتار مى كنند. خدايا تو ابليس را از درگاهت راندى چون بر خلقتت عيب نهاد. خدايا تو براي آغاز زندگى بشريت ، در باغ خود را گشودى. از آغاز خلقتت گفتى كه من انسان را آزادانه آفريدم. گفتى كه انسان آزاد است و جزاى اعمال نيك و بدش را در سراى باقى خواهد گرفت. خدايا ببين آن ابليسى كه در آغاز خلقت انسان بود ، فقط يكى بود. اما پس از گذشت هزاران سال ، اينجا ابليسانى وجود دارند كه بر خلقتت ايراد گذاشته ، و آن را در بند و اسارت گمارده اند. ابليسانى هستند كه ادعاى جانشينى تو را بر زمين دارند! و اسلام تحريف شده خود را براى در اختيار گرفتن بندگانت ، گسترانيده اند. خدايا اكثر مردم اين سرزمين از عاشقان خالق خود هستند. و تو را با نمازى نمادين عبادت مي كنند. خدايا تو مرد و زن را مكمل هم قرار دادى ، نه رو در روي هم. تو زن را براي بيزينس خلق نكردى. و هيچ مردي را براى احاطه كردن زن نگماشتي. خدايا ببين كه اينجا از صدقه سر اسلام تحريف شده ات ، چه دختران خود فروشي مي كنند. خدايا تو نه مردان را زير دست زنان قرار دادى ، و نه زنان را بنده ي مردان گماشتي. پس چرا اينجا اينقدر ارباب و بندگي رونق دارد ؟ چرا گونه اى از بندگانت به برده هاى جنسى تبديل شده اند؟ چرا ابليس رانده شده از درگاهت اينك ديگر تنها نيست؟ چرا بايد انسانيت و شرف آدم ها به تكه اي پارچه باشد؟ خدايا خلقت تو هدف مند بوده. چرا اينجا هدف از خلقتت رنگ باخته است؟ خدايا اينجا زنان ، زير دست مردانند. اين ارباب و بندگى را نابود كن. خدايا اينجا انسانيت بد ، معنا شده است. با تكه پارچه اى زنان را به شكل بردگان از مردان جدا كرده اند. خدايا شرف و انسانيت زنان را باز گردان. خدايا اينجا سرزمين شيرين و فرهاد است. با آفتاب مهرت سايه ى ابليس را از حكومت بر اين سرزمين براى هميشه بردار ، تا دوران جاهليت به پايان برسد. آمین
هيچ چيز اون طوري که به نظر ميرسه نيست!
خدایا شکرت به خاطر همه چیز !
زمانی که همه به دنبال چشمان زیبا هستند
شكسپير ميگه: خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك برديدگان معصومي باشد !
بارون نباش كه با التماس خودت رو به شيشه بكوبی ... ابر باش كه همه منت باريدن تو رو بكشن
چه حس بدی یه ، که یکی آدم رو دوست داشته باشه اما بخواد منت دوست داشتنشو رو سرت بذاره ! |
About
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزيم با ما منشين وگرنه بد نام شوي ... Archivesآبان 1388شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 Links
فاطيما جون
ّپروزه های دانشجویی فال حافظ قالب های نازترین
|