!!! می خور که شیخ و زاهد و مفتی و محتسب , چون نیک بنگری همه تزویز می کنند !!!
كاش میشد به زمانی برگردم كه تمام غمم شكستن نوك مدادم بود .........
+نوشته شده در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت2:45توسط zahra |
|
About
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزيم با ما منشين وگرنه بد نام شوي ...
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدا با من است، که فرشته ها برایم دعا میکنند، که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد. یادم باشد که قاصدکی در راه است، که بهار نزدیک است، که فردا منتظرم می ماند، که من راه رفتن می دانم و دویدن، و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد. اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدای من اینجاست همین نزدیکیها، و من، تنها نیستم