من فمینیست شدم ، چون از بچگی شنیدم :دختر اگر با کسی حرف بزنه ،بخنده ،به خودش برسه ،می گن شوهر می خواد !
من فمینیست شدم ، چون بین دعواهای خواهر و برادر همه می گفتند :اون پسره ،اشکال نداره فحش بده ! تو نباید با پسر دهن به دهن بشی ، تو دختری !
من فمینیست شدم ، چون اگر پسری متلک میگفت ، همه خوشحال میشدند که : بزرگ شده ها ! ولی اگر دختری متلک میشنید ، همه میگفتند :حتما تو سبک سری کردی ،
دختر اگر سنگین باشه کسی چیزی بهش نمیگه !
من فمینیست شدم ، چون وقتی زن همسایه از شوهرش کتک خورد ،گفتند :مَرده دیگه، عصبانی بوده ،تو حرف نزن، زبون درازی نکن خودش آروم میشه !
من فمینیست شدم ، چون وقتی مردی زن دوم گرفت، به زن اول گفتند :شلوغش نکن ، خرج تو رو هم که میده ، گرسنه نموندی که!،نمیتونی برگردی خونه بابات و سربار بشی !
من فمینیست شدم ، چون پسر 15 ساله خواهر 20 ساله اش رو کتک زد که :تنها رفتی بیرون ؟بی اجازه؟بی من ؟با آرایش ؟ و مادردر جواب اعتراض دختر گفت:خب غیرتیه، برادرته،می خواهی بی غیرت باشه ؟!!
من فمینیست شدم ، چون وقتی شوهر دوستم فوت کرد ،پدر شوهرش گفت:اگر می خواهی ازدواج کنی ، با برادر شوهرت ازدواج کن یا بچه ها رو نمیدم بهت و اگر بچه هات رو می خواهی ،تو خونه ی خودم، زیر نظر خودم باش و ازدواج هم نکن !
من فمینیست شدم ، چون هر وقت خواستم در اجتماع حضور داشته باشم ،ذکور منزل گفتند :یک مرد باید باهات باشه که مواظبت باشه ، من خودم مَردم ولی بدون ،مردها همه کثیفند ،بیرون پر از گرگه !و من نفهمیدم باید بین این گرگها و کثیفی ها بمانم یابروم !
من فمینیست شدم ، چون خسته ام ،از این همه مظلومیت زن ،از این همه فرهنگ موروثیه غلط ،از این همه ستم ناآگاهانه ی زن بر زن !
و من یک فمینیست هستم به امید تغییر این شرایط با کمک دوستانم و به امید نسل آینده که اینک کودکانی بی گناه و پاک هستند در دامن تربیت من و تو ،
میتوانیم همین راه را ادامه بدهیم ؟!
و یا درست کنیم این فرهنگ مسموم و اشتباه را!!!............
+
نوشته شده در یکشنبه 16 بهمن1390 1:48 توسط zahra
|