غربت بي همزباني

روزگاري رفت و من در هر زمان
        آزمودم رنج غربت را بسي
           درد غربت مي گدازد روح را
        جز غريب اين را نمي داند کسي
          هست غربت گونه گون در هر زمان
                 محنت غربت بسي مرگ آور است
                                    از هزاران غربت اندوه خيز
                                       غربت بي همزباني بدتر است
 چون خودم تو دوران دانشجوييم تو خوانسار نمونشو ديدم  ميگم
 اگه توي يه شهر غريب قبول شي که حتي اسمشم قبلا نشنيده باشي
اگه تو اونجا همه ي امکاناتم کاملا برات مهيا باشه اما يه همزبون نداشته باشي
 تحمل چنین وضعییتی واقعا سخته(یعنی یه جورایی غیر قابل تحمله)
خدارو شکر من تو خوانسار زياد ازين لحاظ مشکلي نداشتم
چون واقعا دوستاي با مرامي داشتم که باعث شدن
 خاطرات قشنگي از دانشجوييم داشته باشم
 که نمونه ي بارزشم" سمانه " جونمه
که اميدوارم در آينده يه همسر
 خيلي خوب گيرش بياد
 که لياقت زندگي  يه
 با اونو داشته
 باشه 

همه پسر های مجرد حتما بخونن(اگرم نخواستن نخونن)

راهکارهایی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمی یاد:
نکته :این مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه میشه.
1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرید (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِقرمز بکشید)
2.اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری...
نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ(1) ..... ندارید ، بهتره عینک بزنید.
3.اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید
و به مورد ِ(1) مراجعه کنید .
نکته: قبلش دورو بر تان را یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِنسبتاَ نحیفتان را بچلاند.
4.به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید
ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید.
5.اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشوید خواستگاری یکی دیگه بروید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر بايد پورو باشه)
6.اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه .
نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ،تازه لنگه کفش هم نثارتان می کنه.
7.تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند.
اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده،
چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی می توان تحملش کرد.
نکته:در صورت موفّق نشدن در این مورد یه ظرف حتماً آماده کنید.
حتماً میپرسی برای چی؟ خوب دیگه، برای ترشی.(ادم كه انقد خنگ نميشه)
8.اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنید که شاید در خونه شما هم بخوابه .
نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)...
9.اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید چون همون یه ذرّه همت را هم اَزِتون میگیره.به جاش موز معجون بخوريد.
10.اگه قیافه نداری،اشکال نداره عوضش ماشین داری ...
چی؟!!ماشین نداری... اشکال نداره عوضش خونه داری...
بازم چی؟!! خونه هم نداری...خوب مشکلی نیست چون کار،را که داری بعداً هم؛میشه خونه و ماشین خرید.
وای نگو که کار هم نداری!!! ترشی هم که اُفتادی، پس بهتره بری یه جایی خودت را گمو گور کُنی.
11.یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وَضعت رو درست کن).
12.اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل...
13.اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زیاد هم مشکل نیست، ولی... شما که تو 7 آسمون یه ستاره هم ندارید کارتون خیلی مشکله اما من کُمکتان میکنم :
تنها لطفی که میتونم بکنم اینه که هُلتون بدم، که در این صورت هم ممکنه از چاه در بیاند و بی یُفتید تو درّه (خوب عوضش از دست یکی از سیریش ها راحت می شیم).
14.اگه از هیچ کدوم از این ها به نتیجه نرسیدی حتماً مشکل از خودت است بهتره بری پیشه یه روانپزشک اگه اون گفت مشکلی نداری!!! آخه... پس بد شانس هستی، برو خودت را دخیل کن به یکی از این امازاده ها شاید حاجت بگیری(دیگه باقیش با خداست و ما هم دیگه دخالت نمی کنیم)

خدايا:
به من زيستني عطا کن که در لحظه مرگ
بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است حسرت نخورم
و مردني عطا کن که بر بيهودگي اش سوگوار نباشم
بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم
اما آنچنان که تو دوست داري
چگونه زيستن را تو به من بياموز
چگونه مردن را خود خواهم آموخت

بدون شرح !؟!

برای اونایی که کار امروز رو به فردا می اندازن

(از جمله، یه کم خودم)
 دیروز می گفتی ههین فردا
   امروز می گویی همین فردا
     فردا که آید نیز خواهی گفت
       باشد همین فردا،همین فردا
             ای مانده در ویرانه ی رویا 
               امروز را دریاب این آخرین فردا

 

هر کودکی  که  به  دنیا می آید ، نشان دهنده ی آن است که خدا هنوز به

 

بشر امیدوار است.

 

                                                   ***

 

مرضیه ی گلم از بابت کارت تبریک های قشنگت ممنون. راستی یه گله هم ازت دارم :

ببینم آخه دختر خوب ما چه بدی در حقت کردیم که بهمون می گی بی وفا...

بابا اصلا خودت بگو چه کار کنیم که مثل قبل  با وفایی مون برات اثبات بشه !؟!

اینم یه گل قشنگ از طرف من برای خود ، خودت. تا بلکه یه کم از دست ما راضی باشی

خواهر

 

10 دليل اصلـي براي مجرد بودن

 کی میگه:

زندگي مجردي   لبريز از آزاديهايي است كه تصورش

ممكـن است مشكل بنظر برسد !!!

(تا میتونید از دوران مجردیتون استفاده کنید )

ادامه نوشته

اینم از عاقبت چت !!!

 

  

 

شنگول خانوم پس از مدتها چت كردن با آقا

 

بره روياهايش ، بالاخره تصميم گرفت  تا او

 

را از نزديك  ببيند ، براي همين  با  او قرار

 

ملاقات گذاشت.اما وقتي سر قرار رفت تا آقا

 

 بره روياهايش را ملاقات كند ، ناگهان با ...

 

امان از دست گرگ هاي قرن يبست و يكم.

 

 

روزنامه همشهري / بخش داستانك / 13 شهريور85

 

 

  شعر دانشجویی

 

 

بالاخره سمانه جونم ( دوست صميميم ، رفيق شفيقم ، هم دانشگاهي گلم ، باباي ترم

 

يكم و...) سبب خير شد تا شعر پايين رو به كمك مامانم براتون تايپ كنم  و چون خيلي

 

قشنگ بود دلم نيومد بزارمش تو قسمت ادامه مطالب ، اميدوارم شماهم از خوندش لذت

 

ببريد .

                                             

وقتي سهراب سپهري" د ا ن ش ج  و" بود

 

اهل دانشگاهم

روزگارم خوش نيست

ژتوني دارم

خرده عقلي

سر سوزن شوقي

گاه گاهي مي نويسم تكليف

مي سپارم به شما تا به يك نمره ناقابل بيست

كه درآن زندانيست

دلتان تازه شود

چه خيالي چه خيالي

خوب مي دانم

گپ زدن بيهوده است

خوب مي دانم

دانشم بيهوده است

استاد از من پرسيد

چقدر نمره  زمن ميخواهي

من ازاوپرسيدم

دل خوش سيري چند

اهل دانشگاهم

قبله ام آموزش

جانمازم جزوه

مشق ازپنجره ها مي گيرم

همه ذرات وجودم متبلورشده است

درسهايم را وقتي مي خوانم

كه خروس مي كشد خميازه

مرغ وماهي خواب است

خوب يادم هست

مدرسه باغ آزادي بود

درس بي كرنش مي خوانديم

نمره بي خواهش مي آورديم

تا معلم پارازيت مي انداخت

همه غش مي كرديم

كلاس چقدر زيبا بود

ومعلم چقدرحوصله داشت

درس خواندن آنروز

مثل يك بازي بود

كم كمك دور شدم از آنجا

بار خود را بستم

عاقبت رفتم در دانشگاه

به محيط خشن آموزش

و به دانشكده علوم سرايت كردم

رفتم از پله كامپيوتر بالا

چيز ها ديدم  در دانشگاه

من گدايي ديدم

در آخر ترم دربه در مي گشت

يك قبولي مي خواست

من كسي را ديدم

از ديدن يك نمره ده دم دانشگاه پشتك مي زد

شاعري ديدم

هنگام خطابه به خرچنگ مي گفت ستاره

و اسيد نيتريك را جاي مي، مي نوشيد

همه جا پيدا بود

همه جا را ديدم

بارش اشك از نمره تك

جنگ آموزش با دانشجو

حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر

فتح يك ترم به دست ترميم

قتل يك لبخند در آخر ترم

همه را من ديدم

من در اين دانشگاه در به در و ويرانم

من به يك نمره ناقابل ده خشنودم

من به ليسانس قناعت دارم

من نمي خندم اگر دوست من مي افتد

من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند

و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد

من در اين دانشگاه در سراشيب كسالت هستم

خوب مي دانم استاد كي كوئيز مي گيرد

برگه حذف كجاست

سايت و رايانه آن مال من است

تريا،نقليه و دانشكده ازآن من است

ما بدانيم اگر سلف نباشد همگي مي ميريم

و اگر حذف نباشد همگي مشروطيم

نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود

كار ما نيست شناسايي مسئول غذا

كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها

كار ما شايد اين است

كه در مركز پانچ پي اصلاح خطاها برويم

 

 

قابل توجه بازديد كنندگان عزيز :

 

از اين به بعد اگه خدا بخواد ميخوام زود به زود آپ كنم و هر مطلب قشنگي ام كه شما خواستين براتون بذارم( علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، ملي، مذهبي، آموزشي، سرگرمي، هنري، تفريحي و...)

در ضمن فاطيما جان تو هم حالا كارشناسي رو بي خيال شو

بابا بذار اين ترم هم به خوبي وخوشي بگذره تا بلكه بتونيم يه كم نفس

راحت بكشيم مرديم انقدر برنامه نويسي خونديم ديگه مخمون داره هنگ ميكنه آبجي

"  چيزي كه زياده وقت كيه كه استفاده كنه؟ "

البته اينم بگم: فعلا نظرم اينه، شا يد بعدا سرم به يه جايي خوردو نظرم عوض شدو يه پروفسوري چيزي از آب در اومديم.

 

 

خصوصيات بارز يك مرد  ايرانی

 

(این مطلب حتما بخونید)

ادامه نوشته

عشق و ازدواج

 

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست؟

استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.استاد پرسيد:چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم.

استاد گفت: عشق يعني همين

شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟

استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم.

از قديم گفتن اول سلام بعد كلام

دوستاي گلم ، هم دانشگاهي هاي عزيزم ، آشنايان خوبم اصلا چرا فقط آشنا ،

غريبه هاي مهربون و هر كسي كه منو مي شناسه و منودوست داره و منم اونو

 دوست دارم و يا اصلا  هر كسي كه منودوست نداره اما من دوستش دارم

يا اصلا هر كسي كه منو نمي شناسه و منم اونو نمي شناسم و خلاصه اينكه

همه ي كسانيكه به وبلاگ من اومدينو بعدا مي خواين بياين و شايدم ديگه

اصلا نياين ، حالا چه غريبه چه آشنا.

تهرانيا ، كرجيا ، ساوه ايا ، قمي يا، كاشونيا ، گلپايگانيا ، خوانساريا ، نجف

آباديا ، خميني شهريا ،  شاهين شهريا ، اصفهانيا ، شهرضاييا ، شمالي يا

، جنوبي يا ، شرقيا ، غربيا ؛ اصلا همه ي مردم نازنين ايران زمين اين همه

حرف زدم تا آخرش بهتون بگم:

بابا به كلبه ي من خوش اومدين، با خودتون صفا اوردين وبا حضور گل هايي

مثل شما وبلاگ من ديگه نيازي به گل و سنبل نداره واينم بگم كه  باعث افتخار

منه كه به يادم هستين .

خب ديگه بيشتر ازين وقتتون اشغال نمي كنم ،كلي ام ذوق زده مي شم اگه بازم

بهم سر بزنيد‹ البته كله هم زدين عيب نداره، ما به همونشم راضي ايم )

وفكر ميكنم چيزي كه واسط ارتباط بيشترمون ميشه نظرات قشنگ شماهاست.

چون هميشه ميگن: * هر چه از جانب دوست رسد نكوست *

‌در پناه ايزد يكتا سر بلند باشيد.

قربونتون : " زهرا "

 

پاییزم با تمام قشنگیاش از راه رسید

 

 

سر آغاز همه عالم تويي تو

 

ز اول بوده اي خاتم تويي تو

 

سر آغاز سخن از تو هميشه

 

بدون نام تو هرگزنميشه

 

بنامت وبلاگي را آپ كردم

 

 

"سخن با حرف دل آغاز كردم"