اینجا ساری هست صدای جمهوری اسلامی ایران
دکتر شریعتی :
" کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم " ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۸/۰۱ ساعت 9:47 توسط زهرا
|
موجودی هستم زمینی. ولی نه بی رگ چون سیب زمینی. همه چیزم معمولی است